ثبت نام کربلای معلا و مشهد مقدس ) تحت نظارت سازمان حج وزیارت مدارک مورد نیاز [جهت ثبت نام پیاده روی اربعین به کربلا(برای دریافت ویزا) گذرنامه معتبر حداقل 6 ماه از زمان اعزام اعتبار داشته باشه سه قطعه عکس 3+2 عین گذرنامه کپی شناسنامه و کارت ملی ) تماس 09361322233 #09125969399#09147428701
ثبت نام کربلای معلا و مشهد مقدس ) تحت نظارت سازمان حج وزیارت مدارک مورد نیاز گذرنامه معتبر حداقل 6 ماه از زمان اعزام اعتبار داشته باشه سه قطعه عکس 3+2 عین گذرنامه کپی شناسنامه و کارت ملی ) تماس 09361322233 #09125969399#09147428701
روشنترین شب سال>>به مناسبت لیالی قدر - تورزیارتی نور (ثبت نام تورهای کربلا حج عمره وتمتع و مشهد مقدس (تحت نظارت سازمان حج وزیارت(لباس احرام حج ساک ....موجود است
X
تبلیغات
رایتل

تورزیارتی نور (ثبت نام تورهای کربلا حج عمره وتمتع و مشهد مقدس (تحت نظارت سازمان حج وزیارت(لباس احرام حج ساک ....موجود است

این سایت مخصوص اطلاع رسانی به زائرین عمره ، عتبات عالیات و مشهد مقدس تهیه گردیده است.لباس های احرام از تولید به مصرف می باشد

جمعه 4 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 14:05

روشنترین شب سال>>به مناسبت لیالی قدر


شب قدر؛ شــــب توبه

شب قدر،بال گشودن فرشتگان و عرشیان، روی زمین دیدنی است.

ستارگان با نورافشانی زیبای‌شان اشک‌های سوز و توبه بندگان گنه‌کار را

در اوج نگاه‌های‌شان و در آسمان عشق منعکس می‌کنند.

آری،دست‌های نیاز سوی خداوند بلند شده است

تا از عطر رحمت او سرشار شوند.اطرافم را می‌نگرم.

همه جا پر شده است از بوی رحمت و مهربانی و عشق خداوندی.

همه جا لبریز نالة سوزناک عاشقان الهی است.

نواهای عاشقانه با آوایی عطشناک،

تشنگی روح‌های سرگردان در کویر دنیا را سر می‌دهند

و با ناله‌های بک یا الله»، عاشقی و نیاز را به اوج می‌رسانند.

امشب،مهتاب مثل همیشه نیست،

او نیز نورانی‌تر شده تا با تابش رحمت الهی بر دل‌های

تاریک و سیاه چندین ساله،آن‌ها را روشن و الهی کند.

پروردگارا!در این شب،چشم به آسمان دوخته‌ام

و سر بر آستان کبریایی تو.



  

بارالها!تسبیح‌گوی توام و چشم در چشم افق دوخته‌ام

و در مدار نگاهم نظاره‌گر کهکشان مهربانی توام.

یا نور!هیچ یاریگری نیست جز مهربانی تو.

پس دستم بگیر.

هیچ تکیه‌گاهی نیست جز پناهگاه مودّت و رحمت تو.

مرا نزد خویش بپذیر. قطرات اشک و ناله‌های سوزناک،

آرام آرام دلم را به سویت می‌کشاند.

مهربانا!می‌دانم که شب قدر را فرصتی برای دل‌سوختگان

و عاشقان راهت قرار داده‌ای و من باید این پلکان صعود را

در این شب زیبا و نورانی بپیمایم.باید راهی به سوی آسمان بیابم

باید خود را به ابدیت نزدیک کنم. باید هم‌چون فرشتگان،

گرداگرد امام هستی بگردم. باید بروم به سوی نورانیت.

باید وجودم را در اینة خوبی‌ها منعکس کنم.

باید در این شب، خود را پیدا کنم که سال‌هاست گم‌کردة راهم

و اسیر پندارهای خویش.

باید در این جاده تنهایی گام بردارم،

عاشقانه نالة بک یا الله»

سر دهم و بند بند یا غیاث المستغیثین»

را بر لوح دلم حک کنم.

باید رنگ خدا گیرم که شب قدر،

شب زیبایی‌هاست،

شب آسمانی شدن

شب هم‌نشینی با فرشتگان است.

شب توبه و استغفار،

شب وعده با خداست.

و من آمده‌ام با چشمانی اشکبار و دستانی تهی

و کوله‌باری از گناه که بر دوشم سنگینی می‌کند.

آمده‌ام تا همیشه نیازم را با بی‌نیازی وجودش یک‌رنگ کنم.

آمده‌ام تا تسبیح توبه و استغفار را دانه‌دانه بشمارم.

آمده‌ام تا وجودم را

در اقیانوس بی‌کران رحمت الهی غرق کنم.

آمده‌ام ای خوب‌ترین! ای بهترین! ای مهربان‌ترین!

تا در میهمانی بندگانت مرا نیز بپذیری و بخشش گناهان را بدرقه راهم کنی.

آمده‌ام تا به چهارده نور پاک،

قسمت دهم و والاترین کتاب را بر سر بگیرم و بالاتر روم.

مرا به خویش وامگذار و در این شب،

با بهترین دوستانت هم‌نشین کن و از خویش مران

که بی‌تو حیرانم و سرگردان.

بگذار تا بمیرم در این شب الهی

ورنه دوباره آرم رو روی روسیاهی

چون رو کنم به توبه، سازم نوا و ندبه

چندان که باز گردم گیرم ره تباهی

چون رو کنم به احیاء، دل زنده گردم اما

دل مرده می‏شوم باز با غمزه گناهی

گرچه به ماه غفران بسته است دست شیطان

بدتر بود ز ابلیس این نفس گاه گاهی

ای کاش تا توانم بر عهد خود بمانم

شرمنده ‏ام ز مهدی وز درگهت الهی

تا در کفت اسیرم قرآن به سر بگیرم

چون بگذرم ز قرآن اُفتم به کوره راهی

من بندگی نکردم با خویش خدعه کردم

ترسم که عاقبت هم اُفتم به قعر چاهی

با اینکه بد سرشتم با توست سرنوشتم

دانم که در به رویم وا می‏کنی به آهی

ای نازنین نگارا تغییر ده قضا را

گر تو نمی ‏پسندی تقدیر کن نگاهی

دل را تو می ‏کشانی بر عرش می ‏کشانی

بال ملک کنی پهن از مهر روسیاهی

دل را بخر چنان حُر تا آیم از میان بُر

بی عجب و بی تکبّر از راه خیمه گاهی

امشب به عشق حیدر ما را ببخش یکسر

جان حسین و زینب بر ما بده پناهی

آخر به بیت زینب بیمار دارم امشب

از ما مگیر او را جان حسن الهی

در این شب جدایی در کوی آشنایی

هستم چنان گدایی در کوی پادشاهی

 

 

 

شب قدر است آیا؟

دارم از دست می‏ روم.

کسی هست به فریاد دل من برسد؟

تا خدا راه درازی دارم.

جاده ‏ای می‏ خواهم

که قدم ‏های گریزانم را

به در خانه آن «دوست» برد؛

یک «میان‏بُر» به حریم بالا

نکند مرگ مجالم ندهد.

نکند زنده نباشم، نرسم!

نکند عمر کفافم ندهد!

شانه‏ ام خرد شده از بار گناه.

فرصتی می‏خواهم تا زمین بگذارم.

همه پل‏ه ای پشت سر من ویران است.

راه برگشتی نیست.

من ماندم و یک‏سال غم دربه‏دری؛

غم خانه به دوشی،

شانه‏ای می‏خواهم

تا یک دل سیر بگریم از درد.

من شنیدم که خدا

نردبانی دارد.

به بلندای سعادت،

شبی از این شب‏ها،

یک شب می‏نهد روی زمین.

من شنیدم که شبی از شب‏ها

می‏شود یک شبه پیمود ره صد ساله.

من پی روزی خود آمده ‏ام.

من شنیدم که ملائک تا صبح

می‏برند آن بالا عطر اندوه بنی ‏آدم را

من به دنبال خودم می‏گردم.

شب قدر است آیا؟

شب تسبیح و مناجات و سلام.

شب اشک و توبه

شب ویرانی من،

شب مهمانی «او»

شب بیزاری من از دنیا.

شب دلجویی او از مهمان

شب قدر است آیا؟

من همان بنده از «دوست» فراری هستم

من همان چهره غمگین پریشان‏ حالم،

من همان آدم خاطی و گنه‏آلوده‏ام

شب قدر است آیا؟

چه کسی می‏گوید:

«شب دراز است و قلندر بیدار»؟

شب، کوتاه است

این دقایق همگی نایابند.

لحظه‏ها می‏گذرند.

چشم بر هم بزنی،

سحر از راه رسید

و تو هنوز در خوابی.ها،

مبادا که بگویند به تو

سحر از راه رسید است

و قلندر در خواب!

جامه را از تن خود خواهم کند

جوشنی می‏پوشم،

بند بندش از نور

جوشنی می‏ پوشم.

همه از جنس عطوفت، احسان

شب قدر است امشب!

تا سحر بیدارم

تا سحر دانه به دانه،

غم خود می‏بارم

 

تا سحر ای یارب ،

سر به زانوی «تو» می‏ گریم زار،

تا سحر، توبه به درگاه خدا

شب قدر است امشبحیف اگر در شب قدر،

قدر خود نشناسیم!

  

کاش یادم مونده بود ...

کاش هیچ وقت فراموشت نمی کردم ...

کاش برای همیشه گرمای آغوشت و لطافت صداتو تو خاطرم داشتم ...

کاش هیچ وقت ازتو جدا نمی شدم ...

مهربان من

یا لطیف

ای محبوب نازنین

می دانم هنوزهم کنارم هستی

می دانم از رگ گردن به من نزدیک تری

می دانم علاقه و عشق تو به من بیش از عشق و علاقه خود و پدر و مادرم است

من اما ...

نمی دانم هنوز هستم همانی که قبل از آمدنم به این کره خاکی قولش را به تو داده بودم؟

پروردگارم می دانم به خاطر آفرینش من و امثال من در پاسخ به مخالفت های همه فرشتگانت چه فرمانی داده بودی

می دانم گفته بودی نمی دانید چیزی را که من می دانم

همان موقع بود که فرمان به سجده شان دادی در برابر مخلوقت، آدم

پروردگارم سال ها پیش در چنین روزی به عنوان نماینده ات پا بر این عرصه گیتی گذاردم، می دانم، آری می دانم که آفرینش

هر انسانی هم، خود درجه ای از لطف بی همتای توست که نصیب مخلوقاتت می شود چرا که قرار است نماینده ات باشند.

قرار است عطر روحی را که در آن ها دمیدی تا لحظه آخر با خود همراه داشته باشند

قرار است امانتت را حفظ کنند درحالی که لبریز از تو شده باشد.

آری امروز روز من است، روزی که برای آمرزش گناهنم باز به تو پناه خواهم برد برای شروعی دوباره

پروردگارا آغوشت را، روزی را که مأمن امنم را ترک کردم

همان روزی که مرا با بخشی از خود و با امانت گرانبهایت به این کره خاکی فرستادی و قول دادی تنهایم نگذاری

کاش می دانستی تمام شبهایی را که با همه وجودم، فریادت می زنم:

الهی و ربّی من لی غیرُک

   

 

دستانی تهی و کوله‌باری از گناه که بر دوشم سنگینی می‌کند.

آمده‌ام تا همیشه نیازم را با بی‌نیازی وجودش یک‌رنگ کنم.

آمده‌ام تا تسبیح توبه و استغفار را دانه‌دانه بشمارم.

آمده‌ام تا وجودم را در اقیانوس بی‌کران رحمت الهی غرق کنم.

آمده‌ام ای خوب‌ترین!

ای بهترین!

ای مهربان‌ترین!

تا در میهمانی بندگانت مرا نیز بپذیری و بخشش گناهان را بدرقة راهم کنی.

آمده‌ام تا به چهارده نور پاک،

قسَمت دهم و والاترین کتاب را بر سر بگیرم و بالاتر روم.

مرا به خویش وامگذار و در این شب،

با بهترین دوستانت هم‌نشین کن و از خویش مران که بی‌تو حیرانم و سرگردان.

  

لیلةُ القدر است بس والا تبار

یک شب است و خیرش افزون از شمار

یک شب و آبی ترین شب های سال

عاشقان گیرند در آن پَرّ و بال

تا به باغ سبز عرفان پَر زنند

تا طلوع صبحِ قرآن پَر زنند

یک شب است آری شبی اما عظیم

مظهری از رحمت ربِّ رحیم

یک شب است آری شبی خیرش کثیر

جلوه ای از نورِ اَنوارِ مُنیر

یک شبِ آرام و سرتاسر سلام

تا پگاه و مَطلَعُ الْفَجْر ای همام

آه امشب لیلةُ القدر است، یار،

درکِ آن کن با فراست، هوشیار

  

لیالی قدر

آرام آرام دلنشین و سبکبال

پاسی را بر بال ملائک می گذاریم

و دستان رمضان را در آغوش می گیریم

پای بر شمارش معکوس دل می گذاریم

و به سوی عشق و مستی در دست .

لیالی قدر در انتظارند

تا فانوس عشق و عاشقی را بنوازند .

معشوقه دل عطر شفا و رحمت را می گستراند،

دلبری می کند تا تو را که عاشقی و مجنون،

ناز او را بخری .

آمده ام به کوی تو گر تو کنی نگاه من

ناز خرج ز روی تو گر تو دهی شفای من

و آنجاست که این عبد سراپا تقصیر

روی به سوی حقیقت عالم می کند

و منشور آینده ای مبهم را از دست مولامان

حجة بن الحسن (عج) بر می گیرد .

 

امشب چه شبی است؛

شب خوبی ها، نیکی ها، زیبایی ها؛ شب بیداری؛

شب راز و نیاز.

امشب چشم هایم را برهم نمی نهم و با تنها معبودم

سخن می گویم. تنها با او واگویه می کنم دردهای دلم را!

او را می خوانم و از درگاهش اجابت نیازهایم را می طلبم.

امشب چه شبی است؛

ملایک دسته دسته به یمن و بزرگی این شب بر زمین می آی

ند تا چشمان خسته و خیس شب زنده داران را با گلاب بهشتی بشویند.

آنان می آیند تا غبار خطا و گناه را با عطر فردوس از دل ها بزدایند.

امشب چه شبی است؛

شب گردش فرشتگان گرداگرد حجت الهی؛

شب بخشودن، شب تقدیر و چه زیباست امشب!


سرمست قدر

آن شب که باید شکواییه هجران را در نوردید و به امید وصل

و دیدار بیدار نشست و از جام طهور «سلام» تا «مطلع فجر» سرمست بود،

کدام شب است؟

آن شب شب قدر است که حافظ شیرازی، با الهام از

قرآن آن را «شب وصل» می نامد و نامه هجران را در آن شب طی

شده و پایان یافته می خواند.

شبی که باید در عاشقی ثابت قدم بود، در طلب کوشید و بیدار

ماند، دیدار جست، احیا گرفت، به نیایش پرداخت، کار خیر کرد

و به نیازمندان رسید، دانایی طلبید و مذاکره علم کرد،

شبی که در آن، کاری بی اجر نخواهد ماند.

شبی که باید به یاد روی آن محبوب عزیز، آن یار آواره

از دیار و پنهان رخسار، با دردمندی های عاشقانه نالید

و دیدار روی او را از خدای طلبید!

شب وصل است وطی شد نامه هجر

سلام فیه حتی مطلع الفجر

 

 

چه شب است یا رب امشب که شکسته قلب یاران

چه شبى که فیض و رحمت، رسد از خدا چو باران

چه شبى که تا سحرگاه، زفرشتگان «الله»

برکات آسمانى، برسد به جان نثاران

شب انس و آشنایى است، شب عاشقان مهدى است

شب وصل هر جدایى است، شب اشک رازداران

شب تشنگان دیدار، شب دیدگان بیدار

شب سینه هاى سوزان، شب سوز سوگواران

شب قلب هاى لرزان، شب چشم هاى گریان

شب بندگان خالص، شب راز رستگاران

شب توبه و انابت، شب صدق و معنویت

شب گریه و مناجات، شب شور و شوق یاران

شب نغمه هاى یاربّ، شب ذکر «توبه» بر لب

شب گوش دل سپردن، به سرود جویباران

چه بسا که تا سحرگاه، سفر شبانه رفتیم

که مگر نسیم لطفى، بوَزَد در این بهاران

چه خوش است یا رب امشب، که خطاى ما ببخشى

ز کرم کنى نگاهى به جمیع شرمساران

تو خدایى و خطاپوش، تو بزرگ و اهل احسان

گنه از غلام مسکین، کرم از بزرگواران

تو انیس خلوت دل، تو پناه قلب خسته

تو طبیب چاره سازى، تو کریم روزگاران

دل دردمند ما را، تو شفایى و تو درمان

به تو مبتلا و محتاج، نه منم، که صد هزاران

به خدائیت خدایا، به مقام اولیایت

به فرشتگان، رسولان، به خشوع خاکساران

شب دلشکستگان را به سحر رسان، خدایا

ز فروغ خود بتابان، به دل امیدواران

 

اعمالی که در هر سه شب مشترک است:

1- غسل. (مقارن غروب آفتاب، که بهتر است نماز عشاء را با غسل خواند.)

2- دو رکعت نماز وارد شده است که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه توحید بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ و در روایتی است که از جای خود برنخیزد تا حق تعالی او و پدر و مادرش را بیامرزد.

3- قرآن مجید را بگشاید و بگذارد در مقابل خود و بگوید: اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُِکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِ وَ ما فیهِ اسمُکَ الاَکبَرُ و اَسماؤُکَ الحُسنی وَ ما یُخافُ وَ یُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار. پس هر حاجت که دارد بخواهد.

4- مصحف شریف را بگیرد و بر سر بگذارد و بگوید:

اَللّهمَّ بِحَقِّ هذاالقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَ بِحَقِ کُلِّ مومنٍ مَدَحتَه ُ فیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ مِنکَ.

ده مرتبه بگوید: بِکَ یا الله

ده مرتبه: بِمُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِعلیٍّ

ده مرتبه: بِفاطِمَةَ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ

ده مرتبه: بِالحُسَین ِ

ده مرتبه: بِعلیّ بنِ الحُسین

ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِموُسی بنِ جَعفَر ٍ

ده مرتبه: بِعلیِّ بنِ مُوسی

ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِعَلِیِّ بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِالحُجَّةِ.

پس از این عمل هر حاجتی که داری طلب کن.

5- زیارت امام حسین علیه السلام است؛ که در روایت آمده است که چون شب قدر می‌شود منادی از آسمان هفتم ندا می‌کند که حق تعالی آمرزید هر کسی را که به زیارت قبر امام حسین علیه السلام آمده است.

6- احیا داشتن این شب‌ها. در روایت آمده هر کس احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان و سنگینی کوه‌ها و وزن دریاها باشد.

7- صد رکعت نماز بخواند که فضیلت بسیار دارد، و افضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحید بخواند.

8- این دعا خوانده شود: اَللّهُمَّ اِنّی اَمسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ لِنَفسی وَ اَعتَرِفُ...


 

  

جمعیت از خود بی‌خود شده است.

چراغ‏ها خاموش است.

در تاریکى صداى گریه و ناله از هر سو برمى‌خیزد.

انگار اینها همان انسان‏هایى نیستند

که ساعتى پیش در کوچه و خیابان راه مى‏رفتند

از بقالى و لبنیاتى و نانوایى خرید مى‏کردند،

گاهى بر هم اخم مى‏کردند و از یکدیگر دلگیر مى‏شدند.

پیش خود هزار جور حساب و کتاب داشتند.

انگار اینها از یک سیاره دیگر آمده‏اند،

از سیاره عشق و دوستى؛

از سیاره دل‌هاى نرم و آماده.

از سیاره‏اى که در آن کسى به فکر مزه خورشتى که

با نان فردا شب خواهد خورد نیست.

آنجا دیگر کسى به فکر بزرگى و کوچگى خانه،

زیبایى و زرق و برق اتومبیل و لباس،

تفاخر و رفاه و دنیاطلبى نیست.

اینها از کجا آمده‏اند که این‏طور ضجه مى‏زنند.

این‏گونه از خود بی‌خود مى‏شوند.

شانه به شانه هم مى‏نشینند

و تکان‏هاى شانه یکدیگر را حس مى‏کنند.

اینها از کجا آمده‏اند که فضاى خاموش مصلى را

با امواج آسمانى و عرشى خود به فضایى

سرشار از نفس فرشتگان تبدیل کرده است.

صداى آرام بخش مجرى مراسم،

فریادها را به سکوت مبدل مى‏کند:

گوش کن امشب فرض کن اینجا تنهایى،

فرض کن هیچ کس جز تو نیست.

تنهاى تنها.

فرض کن در تنهایى قبر

و در تاریکى قبر به خودت آمدى،

یک عمر معصیت کردن،

یک عمر خلاف اوامر الهى رفتار کردن،

یک عمر جواب محبت‏هاى او را

با بى اعتنایى دادن تمام شده است.

حالا آوردنت اینجا در آرامگاه ابدى،

جایى که هیچ برگشتى نیست، هیچ فریادرسى نیست.

جایى که تو هستى و نتیجه اعمال تو

که به صورت مار و مور و عقرب به جانت مى‏افتد.

این تاریکى، همان تاریکى شب قبر است.

فکر کن که عذاب‏هاى الهى در راه هستند.

تو را به جان على ‏(علیه السلام)

که امشب فرقش در محراب شکافته مى‏شود!

این محیط را فراموش کن.

 

 

نظرات (2)
+ کاووس
خدا اجرتون بده انشااله همسفر بقیع
پنج‌شنبه 12 فروردین‌ماه سال 1395 ساعت 22:06
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست از اینکه به وبلاگ حقیر سر می زنید متشکرم خداوند به شما هم اجر دهد
+ نادیا
مرسی
عالی بود
اجرتون با خدا
سه‌شنبه 1 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 15:02
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام خواهش می کنم و همچنین ممنونم از اینکه به سایت ما سر زدید
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :
      

ابزار پرش به بالا